
بشتاب فرهاد از زمین برخاست فریاد
جا مانده در ویرانه های قصر، شیرین
لرزید بی تو بیستون از جور خسرو
شد خطه ات خط خط ز مکر و کین دیرین
تو مانده ای ناکام در آن سوی تاریخ
اینجا رخ طفلان زارت زرد و پر خون
کو تیشه ات باید بسازی مثل دیروز
صدها حماسه تا بگیرد درس مجنون
دست طبیعت تیشه زد بر ریشه شهر
مانده به جا ویرانه ای از خانه تو
در دست ما بگذار دستت تا بسازیم
کاخی شبیه آسمان کاشانه تو
آواره شد بر دوش ما کوه غم و درد
ما ایستاده استوار و شور در سر
تا سایبان باشیم بر بی خانمان ها
ایران کنیم آبادتر یکبار دیگر
امروز کرمانشاه بر ما چشم دارد
تا زخم هایش را به یاری چاره سازیم
در روزگار سختی و با خستگی ها
باشیم پشتیبان هم خود را نبازیم
ترنم سکوت...
ما را در سایت ترنم سکوت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 182