
درود بر تو که با دردهای ناگفته
زمین شکافتی و هیچ کس نشد یارت
به دوش، جسم تو بردند عرش تا گفتند
مقربان الهی خدا نگهدارت
نشان غفلت ما ای جواهر ملکوت
زغال سنگ سیاهی است کز زمین سر زد
وصال توست ولی داستان بی رنگی
که روح پاک تو تا آشیان حق پر زد
تو نیستی که ببینی چگونه حق تو را
گرفته اند نجومی بگیرهای حقیر
بخواب ساکت و آرام چون صدای تو هست
طنین خستۀ تاریخ در زمانۀ پیر
دل تو کوره غم بود و کوردل ها را
نداده اند ز عشق و شجاعت تو نصیب
میان کوه و کمر جان خود فدا کردی
که با عروج تو رسوا شوند اهل فریب
به رنج های تو سوگند و مرگ سرخت ما
نمی کنیم فراموش نام و یاد تو را
اگر چه نیست پناهی برای تو امروز
ز ظالمان بستانند خلق داد تو را
ترنم سکوت...
ما را در سایت ترنم سکوت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158